|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلاااااااااااااااااااااام..
میلاد با سعادت حضرت محمد(صلی الله علیه وآله و سلم) و امام جعفر صادق علیه السلام رو خیلیییییی تبرییییک میگم.. تامیتونیم صلوات بفرستیم این شبها .. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم راستش..میخواستم ۱عالمه حرف بزنم در این مورد..آقای ضرغامی زحمتش رو کشیدن دیگه ما مثل قبل سخنرانی نمیکنیم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم فقط بگم : تو میـــــــــــــــــــر عشقی عاشقان بسیــــــــــــــار داری.. "پیغمـــــــــــــــــــــــــــــــبری" با جـــــــــــــــانِ عاشق کار داری..
سلاممممممم واااای عمویی..عمویی..امروز! فاطمه(خواهرم) میگفت تیپ عمو خوشکله... همه بگین ماشاالله.. گفتم امروز تولد مامانیه مامانی چقد چسبید..خیلی زیاد... خیلی دلم تنگ بود...... بعد از برنامه داشتم با فراغ بال با آجی اسمام پیامک بازی میکردیم ک یهو پیامک آجیا شروع شد..همون قضیه ای که ما مثل سازمان جاسوسی میمونیم! واااااای عمویی..حاشیه ها رو بیخیال.. خیلیییییییی خوشحال شدم سرو طلا گرفتین..دستتتت دستتتتتتتت... یهو دوباره شدیم سازمان جاسوسی و همه به هم پیام دادیم: هوررررررررررررا عمو سرو طلا گرفت..دستتتتت دستتتتتتتتتتتت ..دستتتتت دستتتتتتتتتتت
تازشم..خودمون رو صاحب سرو طلای شما کردیم و خودمون به خودمون تبریک گفتیم.. خلاصه اینکه عمویی..امشب خیلی کیف دادددد .. فقط حیف! شما مثل بعضی وقتا که یهو غیب میشین..بعدازگرفتن سرو غیب شدین.. سرو دستِ امیر بود..چرا رفتین خب؟ توی طول مراسم کلا نگران مامانی بودم..دوست داشتم امروز پیششون باشین خب:((( عمویی...کاش میتونستم به اندازه ی ذره ای! ذره ای.. منم خوشحالتون کنم.. آخه امشب خیلییییی ذوقققق کردم..خیلی... خداخیرتون بده..
پ.ن:آجیام..نظرات رو تاییدی کردم..چون بلاگفا ریخته بهم :(( نظرات اون زیر بازه.. ---------------------------------------- نرجس؟کاش همچنان همکلاسی بودیم :((((((( انشاالله بعد میام وبلاگاتون .. نظرات پایینو:)))) ۵۲ تاست
پ.ن بعد از برنامه ای: الهی عمویی.. آب پاشید رو صورتتون.. ما ی جوری هیجان زده شدیم ک نگوووووو.. کلا خداقوت بابت تمامِ این روزا عموی من..
پ.ن ۱۳ بهمن ساعت ۱۱:۵۰ ظهر: عمویی..عمویی..جوجوتون پومپاااالااااااخ شده..دلش میخواد هرروز هرروز آپ کنه..
ولی خب..هم سر شما شلوغه...هم سر دختراتون:( عمویی..دیروز بود فکرکنم..تو سینما گلخانه آقای "حسینیان" گفتند واقعا سرو زرین حقتونه عمویی.. عمویی...این روزا ما در حین دیدن برنامه کلی ذوق مینماییم.. فقط ... دیروززززز..فقط نصف برنامه رو دیدم.. اون نصف اولش هم با تلویزیون سیاه و سفیددیدم.... عمویی..به اجی فاطمه م گفتم برام بضبطه
دوستان جدید..اینجا کلیکــــــ کنید برچسبها: تقدیر, عموپورنگ, مجری برتر
+ نوشته شده در دوشنبه نهم بهمن 1391ساعت 23:2  توسط سیده نجمه
بسم الله الرحمن الرحیم
خداوندا ... خدای عزیزم..همیشه در "طوفان های" زندگی یادت کردیم و تو را "صادقانه" خواندیم و بلافاصله پس از آرامش از یاد بردیم تمام خوبی هایت را و از یاد بردیم تمام سختی های طوفان را و نادیده گرفتیم آرامش امروزمان را . . . خدای عزیزم چه زیبا و هنرمندانه مشکلات زندگی ام را در ساحل آرامش خودت حل کردی و من چه مغرورانه پس از گذشت زمان از یاد بردم هم مشکلم را و هم لطف و خوبی تو را.. آری ..تو خود گفتی.. که انسان همواره ناسپاس بوده و فراموشکار .. اما خدایا ... خودت میدانی که بیشتر از همه وقت به تو محتاجم.. " آری.. میخواهم تو را در آغوش بگیرم..اما خودم را محکم بغل میکنم.
چرا که تو جاری هستی..در من ..."
خدایا ..میشود مرا محکم بغل کنی؟
کاملا طنــــــــز :
به گزارش " جوجـــــــــه نیوز" آمار حضور جوجه های پورنگی در " نت "در ساعات 5 الی 6:30
دقیقه به صفر میرسد..
جوجه نیوز همچنین اعلام کرد طبق بررسی در خیابان شهرهای مختلف ایران حضور مردم در خیابان ها هم در این ساعات به حداقل خود میرسد.. این خبرگزاری اظهار داشت : روانشناسان اعلام کردند در این این ساعات سرانه ی لبخند و خنده ی مردم به بالاترین حد خود میرسد .. همچنین مسئولین صداوسیما طبق گفت و گویی با خبرنگاران "جوجـــــــه نیوز"اظهار داشت شبکه ی 2 در این ساعات جز پر بیننده ترین شبکه هاست و شبکه های دیگر کمترین بیننده را دارند.. طبق بررسی هایی در این ساعات "برنامه ی هزار و شصت و شونزده " معروف به " عموپـــــورنگ" پخش میشود .. " بنده جوجی نجی خبرنگار " جوجـــــــه نیوز " در خدمتم ... " پ.ن1=عمویی نازنینم..وای چرا این جوجه رو ذوق مرگ کردید..ای جانم...عمویییییییی..باورکنید اگه دختراتون کاری براتون انجام میدن بدون هیچ توقعی اینکار صورت میگیره. آخه از خودتون یاد گرفتیم عمو .. اگه براتون دسته گل فرستادیم به خاطر این نبود که اسممون خونده بشه.. اگه مِن بعد هم کاری صورت گرفت هیچ توقعی نداریم.. به هرحال شما همیشه "عمو" بودنتون رو ثابت کردید.. خیلی دوستتون دارم عمو..1عالمه ممنون و خداقوت ... از آجی عباسی عزیزم ممنونم..همیشه خوبی هاشون شامل حال ما شده..آجی ممنون . . نمیتونم واستون کامنت بذارم :( ------------- پ.ن2=عمو..عمو..عمو... راستی!امروز به جای "سجادی" فامیلیم رو "ساجدی" گفتید خنده پای تلویزیون غش میکردم.. و دبیر زبان انگلیسیم همین مشکل رو داشتم!! اونام همیشه میگفتن: سیده نجمه ساجدی... و من و ۲۴ نفر کل کلاس خشنانه خــــــــــانوم !!! سجادی!!!!! این مسئله بارها تکرار شد.. عمویی اگه بچه ها پای تلویزیون نشسته بوده باشن احتمالا همه به یاد اون روزا گفتن: عمـــــــــــــــو!!!! سجــــــادی!!!! عمو 1عالمه دوستتون دارم..خیلی ممنون و خداقوت عموییم. عالی بودین..( 8شهریور) . سایت عموم باز نمیشه:( نمیتونم آپای کوتاه کنم :( شرمندتونم ... ببخشید :( پی نوشت : ۱۰ شهریور.. امروز برنامه زنده نبود :( ولی عالی بود راستی چه باحال..برای عروسی داشتم راجع به لباس به خواهرم نظر میدادم ..با موضوع برنامه همخوانی داشت راستی..چقدر شعر لی لی رو دوست دارم :) اصن..من عاشق اینم که با عمو لی لی بازی کنم..یاد دوران بچگیم میفتم..وقتی با نرجس لی لی بازی میکردم... انگار تحرک برگشته به خونه هامون :) ---------- پ.ن۱- الان از ۱۲ گذشته..پس ۱۱ شهریوره :) مریم عزیزززززم.. تولدت مبارررررک انشاالله آرزوی شادی و سلامتی همیشگی و عاقبت بخیری :)
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم شهریور 1391ساعت 19:25  توسط سیده نجمه
|
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام به همگی:) این روزا دمِ افطار یه حس غریب داشتم .با اینکه عمو رو تا یک ساعت قبلش "زنده" میدیدم اما بازم دمِ افطار..... نیدونم چرا ؟! اما امروز! درست وقتی که اذانِ شیراز رو گفت عمو رو به روم بود... برنامه ی شهر باران-شبکه ی یک.. اول از هرچیزی من یه عذر خواهیِ بزرگ کنم از آبجیهام، ببخشید هیچی شارژ نداشتم بهتون خبر بدم.. و یه تشکر جانانه از آبجی عطیه م که بهم خبر داد..آبجی تا همیشه ممنونتم بابت همه چی! و همچنین از آبجی پریسای نازنینم ..۱عالمه :) خب حالا اینم یه عکس.از شهر باران.. http://up.vatandownload.com/images/2qzw596kodn1gwuvda4.jpg امیرمحمد "آقا سلام" رو خوند و عمویی لبخندِسبز زد دوباره ... عموییم اگه لایق باشیم همیشه دعاتون میکنیم.. ایمان دارم،ایمان دارم، ایمان دارم به دوپینگِ پورنگی ! بعد ازهربرنامه ی عمویی اینقدر دوپینگ میشم که میتونم تا چند ساعت دیگه گشنگی رو تحمل کنم! ضمن اینکه مثل یویو بالا و پایین میپرم.. عمو از ته دل بابت لحظه به لحظه ی برنامه ی زنده ی این روزاتون : خدا قوت :) خدا خیرتون بده..خدا خیرتون بده..خدا خیرتون بده ...همین و بس:) ------------ از برنامه عکس میگیرم..مثلِ قبلاها!درست مثلِ قبلاها! اگه توی وب هم نذارم اما بازم خوشم کلی..مثلِ قبلاها!مثلِ الان! :) ------------- بچه ها! یاد دوسال پیش افتادم! میخوام سوره های جز 29 قرآن رو بخونیم هرکسی دوست داشت یه سوره بخونه! امااااا با معنی..یادتون نره! حتما با معنی بخونید انشاالله.. سوره ی مُلک(30 آیه) : آبجی مهشاد سوره ی قلم(52 آیه) : آبجی نرگس سوره ی حاقة(52آیه) : ابجی فاطمه زهرا سوره ی معارج(44 آیه) :آبجی نرگسی سوره ی نوح(28 آیه) :آبجی صدف سوره ی جن(28 آیه) :آبجی عاطفه سوره ی مزمل ( 20 آیه ) :آبجی نفیسه سوره ی مدثر(56 آیه ): خودم! سوره ی قیامت(40 آیه) :آبجی الناز سوره ی انسان(31 آیه) :آبجی عطیه سوره ی مرسلات ( 50 آیه ) :آبجی باران.ع دقت کردید چرا توی ماه رمضان خوندن یک آیه از قرآن پاداش یک ختم قرآن رو داره؟! چون خدا میخواد ما بیشتر در آیه ها تامل کنیم...حتی توی یک آیه! پس یادتون نره..هرکسی هرسوره ای میخواد بخونه بگه با معنی انشاالله:) ---------- خدایا..روزه میگیرم..واسه ی اینکه صبر داشته باشم..واسه اینکه روحم بیشتر از این سرکش نشه. خب؟کمکم کن .. ------- پ.ن۱-عموییم؟میدونم سرتون شلوغه ها! اما سایتتون باز نمیشه ... --------- دوست خوبم فاطمه یک پست توی وبش گذاشته.!لینک پستش رو نتونستم پیدا کنم ولی خیلی متنش رو دوست داشتم! پست دومی که توی وبش هست ...عنوانش: 10) دوسش داشتم .. وب فاطمه کلیک کنیـــــــــد خودمم پستش رو میذارم ادامه ی مطلبم برچسبها: شهرباران, ماه رمضان, عمو, طرح زیبا ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1391ساعت 21:21  توسط سیده نجمه
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام عموییم ، سلام آبجیا :) هورررررا ..چقدر خوبه! عموییم با هزار و شصت و شونزده اومده..خدایا شکرت .. برنامه ی عمو..هرروز ساعت ۱۷ و ۴۵ دقیقه انشاالله (واسه اونایی که نیدونن ) ------------ روز اول برنامه ی عمو اینا! یک مرداد ..وای که چقدر خوشحال بودم که عموییم رو روز تولدش میبینم :) شروع شد .. تیتراژ پخش شد..ذوق داشتم و هیچی نمیشنیدم.. عمویی..بالن ..عالی .. بابا و داداش داشتند حاضر میشدند بره بیرون! با ذوق نگاه بابا کردم ... اونا هم نشستند و ربع ساعت اول رو باهام نگاه کردند.. آجی سارا با اینکه عموپورنگی نیست اما بهم پیام داد عمورو ببینم..چقدر ذوق داشتم! آجی سارا میگفت : خوشحالم! چون برنامه ی کودک ها دیگه خیلی بی مزه شده بود خیال میکردم فاطمه مون( ابجیم که ۲۱ سالشه) از وقتی نامزدی شده دیگه من و علایقم براش مهم نیستیم.. اما قبل از شروع برنامه ی عمو بهم گفت آپی که واسه تولد عمو کردی بیار بخونم .. تحسینم کرد و گفت خوشکل نوشتی .. عمو شروع شد بیدارم کنیا! عمو شروع شد...ولوم رو بردم بالا... فاطمه خودش بیدار شد و با قیافه ی خواب آلود نگاه کرد! چه ذوقی...مخصوصا وقتی عمو میگفت: این اولین روزی تو مبارکه انشاالله.. وای کلی بغض کرده بودم.. آخر برنامه با خاله م برنامه ی عمورو مثل همیشه مورد نقد و بررسی قرار میدیم میگفت اولش از شیره ترسیدم.. گفتم: این آقا سلطان آقای امیرسهیلی میباشند :) دوست عمویی ... الانم داشتم با خاله م تلفنی حرف میزدم که میگفت خواب دیده عمو رفته خونه شون :) عجبـــــا --------- روز دوم! وقتی داداش امیر سوره ی حمد رو خوند پرت شدم تو تابستون ۸۹ ... همه چیز مثل دوسال پیش بود ! عمو با بالن اومد ... دیدم آبجی فاطمه م ذوق کرده ...گفت نجمهههه امین (نامزدآبجیم-پسرعمم) پیام داده : آخ جوووون عموپورنگ ... من دیگه داشتم ازذوق غش میکردم ... تازشم مامانمم بعد از هربرنامه میگه راحت شدی عموتو هی میبینی؟ بچه ها ماشاالله چه انرژی داشتند! همه چیز عالی بود .. عمویی قبول نیست! فقط ما جوجه هاتونیم جیک جیک میکنیم خدایا شکرت..از ته دل دعا میکنم انشاالله همیشه عموییم موفق باشه و روز به روز برنامه شون جذاب تر بشه انشاالله ------- پ.ن۱= عموییم سیل دعاهای ما موقع افطار و اذان و همیشه بهتون میرسه؟ وقت شروع برنامه حس میکنید که داریم دعاتون میکنیم؟انشاالله همیشه موفق باشید :) پ.ن۲=عمویی الان که برنامه شروع شده ما دیگه توقع نداریم شما به وبهامون سر بزنید یا سایت رو تند اپ کنیدها! من اینجاالکی "عمو" رو مخاطب قرار میدم .. پ.ن۳=عمویی به نظرم لازم نیست بچه ها حتما از طریق نمایش "سلطان" وجوجه تیغی و اینا بفهمن که نباید دروغ بگن! شما هم تاکید کنید که بچه ها عمو دوست نداره شما دروغ بگید و خودتون مستقیم حرف بزنید کلی خوبه :)مثل دیروز.. پ.ن۴=عمو شعرهای قبلاها هم نمیخونید دیگه؟؟عمویی وقت برنامه کمه پ.ن۵=عمو به کمک ما نیاز ندارید؟ پ.ن۶=عمویی ممنون ته برنامه دعا میکنید :] پ.ن۷=عموییم؟عمو زنجیر باف هم بازی کنید پ.ن۸=اصنم خوشحال نشدما!خنده بازار ادای عموییم رو در آورد پ.ن۷=یه چیزی میخواستم بگم یادم رفت!فقط التماس دعا...طاعات عمویی و آبجیا و همتون قبول:) برچسبها: عموپورنگ, هزار و شصت و شونزده, اولین روزهای برنامه ی عمو
+ نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1391ساعت 15:13  توسط سیده نجمه
|
به نام خدا-------پ.ن :بچه ها ظاهرا بعد از سفر به اصفهان این هفته نوبت شیراز و مردمان مهمان نوازش است.لذا وعده ی دیدار ما جمعه صبح ۲۶ خردادماه ۱۳۹۰ برنامه ی زنده خوشا شیراز-- انشاالله عمو..انشاالله ----- به نام خدا دستام میلرزه..نمیدونم چجوری دارم مینویسی..فقط جیغغغغغغغغغغغغغ .. توی خونه ..جلوی مامان و فاطمه..جیغغغغغغغغغ کشیدم.. بغض کردم..دستام میلرزه عموووووو..راست میگید؟واقعا میاید ؟ فقط آرزو میکنم به سلامت بیاید انشاالله..آرزو میکنم بهتون خوش بگذره..کاش جور بشه و واقعا بیاید..کاش.. یه عالمه جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ .. فاطمه رو محکم بغل کردم.. ---- آجی مهشادم باید برم..بعد میام واست کامنت میذارم عشقممم.. -------- کامنت دوتا پست قبل ------ عمو؟کلاغا دارن هی خبر میدن به زهراناظمی هی میگن شما نمیاین.. عمو اگه نیاین..:(( عمو عیب نداره ها..انشاالله هرچی خیره پیش بیاد. توکل به خدا..عموییم ..اگه نشد تو برنامه های بعد منتظریم باشه.. عمو ما رو بیخبرن نذارین..بال هامون پر پر شد منو زهرا..پای تلفن هی جیک جیک میکردیم براتون :( ------ آبجیام..ممنون از لطفتون:) انشاالله برای هممون.آجیام التماس دعا جواب کامنتاتون رو بعد حتما میدم انشاالله
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391ساعت 12:53  توسط سیده نجمه
به نام خدا.
سلام..بابایی عزیزم..عموی مثل پدرم.. الان که این پست رو مینویسم بابا نگران درسامه و من قول دادم دو دقیقه ی دیگه برم.. کوتاه کوتاه...بابایی ..روزت مبارک..هیچوقت نتونستم و نخواهم توانست زحماتت رو جبران کنم.. عموی مثل پدرم این روزها حس دخترانگی بیشتری به شما دارم..چشمای خسته ی شما در عکس های بچه ها در کیتکس به شدت مرا یاد چشم های پدرم می اندازد.. در این شب عزیز از خدا میخواهم به حق اقا امام علی ع سایه ی پدرم و شمارا همیشه بر سرم مستدام به دارد و دلتان همیشه شاد و از من راضی باشید.. انشاالله... قسمتی از پست های قدیم عمو که مریم بانو مرورشان کرد..ممنون مریم عزیزم : قصد من از بیان این موضوع احساسی است که به شما بچه ها دارم احساسی که در این چند سال آنقدر برایم قشنگ و پاک بود که گاهی وقتا براش گریه هم می کنم احساسی که به من میگه انگار همه شما همخون من هستید و در اوج نداری با شما دارا خواهم بود آره من مدتهاست که این احساس رو شناخته و با پوست و استخون اونو درک می کنم گمان می کنم این احساس همون هدیه ای است که شما بچه ها از سوی خدا به من دادید احساسی که نگاه رابطه من با شما رو از جنس عمو و یا پدر کرده است چه زیباست در عینی که پدر نیستی پدر باشی و احساسی که تو را نگران آینده فرزندانت می کند من در این احساس خدا را می بینم …
- - - عموی مثل پدرم..پدر عزیزترازجانم..دوستتان دارم..سبز سبز.. --------- این نیز بگذرد..همیشه به خودم میگفتم اینم میگذره و تموم میشه..اینقدر تموم میشه تا خودمم تموم میشم ... ----------- سلام بــــــــــــــــــــه ! عمووووووو ..به بچه های اصفهان سپردم جای من شلوغ کنند اونجا رو..اگه اومدند بگید بیان تو ما هم ببینیمشون کردم عمو.. کاشکی بچه های قدیمی هم بیان..زهراجعفرزادگان،زهرا آزادمنش،شیواصرامی و .. انشاالله سفرتون سلامت باشه..به سلامتی برید و برگردید .. -------- به نام خدا عمویی مهربونم..امروز زنده رود عالی بود.. اولش صحبت های حاج آقا راشد یزدی کلی بهمون امید داد و بعد از ۲تا مهمون دیگه که شما اومدید ذوق کردیم..زوم شده بودیم توی تلویزیون:)ممنون عموی قشنگم..خدا قوت. انشاالله همیشه سلامت و شاد باشید.. دیدار بچه های اصفهان با شما رو که خوندم یک عالمه ذوق کردم..عزیزید .. :) راستی عمو ممنون که از ما یاد کردید خیلی خوشحال شدیم..خیلی
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد 1391ساعت 0:23  توسط سیده نجمه
|
به نام خدا
دیروز صبح بسته داشتم...زنگگگگگگگگ..با نجمه سجادی کار داریم..چه مهم شدما ازمشهد .. خواهرم فاطمه میگفت خیلی باحاله ها ..این بسته چه راه طولانی رو طی کرده تا رسیده ..از طرف آجی فاطمه متقی... خیلیییییی خوشحال شدم..در بسته رو که باز کردم یک دست نوشت از عمو .. با خودکار آبی نوشته شده بود : دختر خوبم نجمه همیشه سربلند باشید..امضا عموپورنگ خیلی ذوق کردم.عمو جون این دست خط رو فاطمه ۴ ماه پیش به شما داده بود که برام بنویسید اما الان به دستم رسید..شما بدون اینکه بدونید دل من رو شاد کردید..مامانم رو ذوق زده کردید...آبجی و داداش خیلی خوشحال بودند و بابا ...بابا که همش میگفت حواست باشه گم نشه ها..مواظبش باش..مواظب کاغذه هممون خوشحال شدیم ممنونم عمو..ممنون .. نامه ی فاطمه م روخوندم..خیلییییی راحت حسش منتقل میکنه .. فاطمه ی عزیزم..فاطمه ی خوبم هم نامه ی من رو به دست عمو رسوند و هم برام امضا گرفت..عاشقتم . آجی فاطمه برام خوشاشیراز رو فرستاد..یکی از بهترین خاطره های عمرم ... نیمروز..ماه عسل ۸۸( آرزوم بود گیرش بیارم) اون روز منو دختر عموم زهرا و خانواده پای تلویزیون بودیم و تا عمو اومد هممون ذوق کردیم اما نشد ضبطش کنیم :( ...فوق برنامه(اونجا که عمو اسم بچه های سایت رو میخوند) ،همیار پلیس قم ( چقدر لباس پلیس به عمو میومد تو مدرسه بهمون یه کارت دادن عمو لباس پلیس تنش بود..چقدر دوستش داشتم...خیلی به عمو میومد )جشن شعبانیه ، برنامه های قدیمی..بوستان،آخرین برنامه ی بوستان ، اجراهای اخیر عمو توی تهران ، اون روز که بچه ها رفته بودن پیش عمو و بهش اون قاب عکس رو دادن ...دی وی دی ۴.. بازم بگم؟ هییییییییی خیلییییییی خاطره زنده شد..خیلیییییی ذوق کردم..میخواستم گریه کنم...واقعا حس میکردم تو همون سال هام .. عالی بودددددددددددددددددددد .. فاطمه ی عزیزم ممنونتم .. عمویییییی دی وی دی ۴ عالی بود..دستتون درد نکنه...عالییییییییی..به معنای واقعی.. دوستتتتتتتتتتون دارررررررررم عمو..
عمو ..خدا قوت .. بابت همه ی این سالها که من تازه یه بخش خیلییییی کوچیک از حضور شما در تمام این سالها گیرم اومد ..خدا قوت.. امیرمحمد خان خدا قوت داداش.. التماس دعا . ---------- -حضرت علي (ع)- - - - - - - - - پ.ن : شب هنوز نرفته اما تو چرا بیـــــــداری؟
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم خرداد 1391ساعت 11:32  توسط سیده نجمه
|
به نام خدا
سلام همیشه فکر میکردم چی میشد اگه مامان عمویی رو میدیدم ؟ تا اینکه امروز..امروز که ساعت ۱۱و نیم ظهر از خواب بیدار شدم که ساعت ۱۰ و نیم داده بود :بزن شبکه یک عموپورنگ .. نرجس دخترعممه..هم سنیم ..کسی که از همه ی علایق من خبر داره! دیدم ۱ساعت پیش پیام داده:(ناامید..نه حتما عمو رفته.. تا تلویزیون رو روشن کردم دیدم عمو..کنار یه خانوم مهربون ..با یک روسری سفید!! مامان فاطمه؟ فاطمه (خواهرم ) تو اتاقش بود..محکم در رو کوبیدم..بدو بالاخره به آرزوم رسیدم.. بیا ..مامان فاطمه است.. و قشنگ ترین مصاحبه ای که تا به حال از عمو دیده بودم..مصاحبه ی ایشون کنار مادرشون بود.. بین مصاحبه ها که مجری ها میومدن حرف میزدن زنگ زدم به نرجس گفتم نرجس من فقط نصفش رو دیدم برام تعریف کن از اول چی شد؟؟ گفت:اول عمو ازپنجره دست تکون داد و اون قسمتایی که من ندیده بودم رو نرجس تعریف کرد وسط تعریفاش میپریدم و خودم ادامه ش رو تعریف میکردم .. گفتم من از همه ی اینا خبر دارم ... و بعد با ذوق میخندیدم . .. منم روسری سفید سرم بود امروز.. اقا امین(دامادمون) خونه مون بود..فاطمه صداشون زد و ایشون اومدن عمو رو دیدن! امین آقا هم از اون دست بچه هایی هست که احترام مادرش رو خیلی داره.. خیلی از این مصاحبه خوشش اومد..خیلی.. عموجون تبریک میگم یک پسر به جمع بچه هاتون اضافه شد..یک پسر ۲۹ ساله . عموجون ..از ته دل دعا میکنم مادرتون همیشه سلامت باشن و همیشه کنارتون باشن انشاالله.. همیشه برای سلامتیشون دعا میکنیم...برای مادربزرگ سیدم همیشه دعا میکنم اگه لایق باشم.. ---------- بچه ها من شارژ نداشتم که بهتون خبر بدم..فقط زنگ زدم نفیسه..وسط فیلم گرفتنش:( وااااااااای..آبجیم میخواست کله م رو بکنه.. ببخشید وگرنه همتون رو خبر میکردم:( --------- بچه ها تا ۲۴ ام امتحان دارم انشاالله..پس به خدا میسپارمتون .. دعا کنید بتونم خوب درسام رو بخونم.. -------- پگاه عزیزم تولدت پیشاپیش مباررررررررک
پگاه عزیزم..میدونم نمیتونم مهربونی هات رو جبران کنم اما از همین جا پیشاپیش تولدت رو در ۱۳ خرداد تبریک میگم و بهترین آرزوها را برایت دارم..انشاالله صدسال شادکنار خانواده ت زندگی کنی و سالم و موفق باشی ... انشاالله ۱۵ امین بهار زندگیت پر از خوبی و شادی باشه :) خیلی دوستت دارم... زادگاه و تاریخ تولد هیچ انسانی در هیچ نقشه و تقویمی نیست! چرا که انسانها هرلحظه در تپش قلب کسانیکه دوستشان دارند متولد میشوند ..
حقارت واژه ها را وقتی دیدم که نتونستن مهربونیت رو توصیف کنند به اندازه تمام خوبی های دنیا دوستت دارم . تولدت مبارک عزیزم . . .
-حضرت علي (ع)- --------- آقای مجری سیمای خانواده؟؟ شما پیش دستی کردید..این متن را از گوشی بابام پیدا کرده بودم که من به عمو بگم اما شما زودتر این متن را تقدیم عمو کردید..قبول نیست.. :( : آدمیان به لبخندی که برلبها مینشانند و به احساس خوبی که بر جا می نهند و به دردی که از یکدیگر میکاهند می ارزند و ما بودنشان را میخواهیم چون وجودشان زمین را زیباتر میکند
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 12:49  توسط سیده نجمه
|
به نام خدا
سلاممممم .. ۲۱ فروردین :بهار مهربونم تولدت مبارررررررک..انشاالله به آرزوهای قشنگت برسی و صدسال شاد کنارخانواده زندگی کنی..کنار هرکس که دوستش داری.. بهاری مهربونم آجی عزیزم..تو اولین آبجی بودی که من دیدمش...روزهای عید پارسال با تو روزهای خیلی خوبی بود ... با تو ..راحت بودم..نه مغرور بودی که از غرورت بترسم و نه ... نمیدانم..بارها از من تعریف کردی که اعتماد به نفس پیدا کنم .. تو به من یاد دادی که میشه با همه خوب بود و میشه به همه عشق ورزید و میشه به فکر همه بود و باید بنده ی خوب خدا بود..میدانم که همیشه بنده ی خوب خدا خواهی ماند انشاالله... و خدا بهـــــــار را آفرید و بهــــــــــــار در بهـــــــــار متولد شد... بهار عزیزم تولدت مبارک.. از طرف من و سپیـــــــده.. برای روز تولد تو ۱۰ شاخه گل میخرم۹ شاخه گل طبیعی یک شاخه گل مصنوعی و روی شاخه گل مصنوعی مینویسم تا پر پر شدن این گل دوستت دارم تولدت مبارک
ببخشید که دیر شدبهارم.. اینجا..دوستت داریم. خدایا شکرت:) صورتی نوشتم..چرا؟ امروز خورشید درخشانتر است و آسمان آبیتر نسیم زندگی را به پرواز میکشد و پرنده آواز جدید میسراید امروز بهاری دیگر است در روز تولد مهربانترین در میلاد کسی که چشمانم با حضورش بارانی است امروز را شادتر خواهم بود و دلم را به میهمانی آسمان خواهم برد جشنی برای میلادت بر پا خواهم کرد تمامی گلها و سبزهها در میهمانی ما خواهند سرود ای مهربانترین روزهای زندگی هر روز گوارا باد میلادت مبارک - - - - - - - - - - - - سلام عمویی ماهم.خوبید؟دلم براتون یک دنیا تنگ شده بود ..عمویییییییییییییی روزهای نزدیک تولدم خدارو صدهزار مرتبه شکر داره خبرهای خوبی به دستم میرسه... عموییییییییییییی قراره برگردید تلویزیون؟خداروشکر از ته دل:)انشاالله خیر باشه.. عمو؟عمو؟قاب تلویزیون؟واقعااااااااااااا ..تابستون؟؟؟؟؟عموووووووو..سرتون۱عالمه شلوغ میشه؟عمو..انشاالله شادی مردم..عمو..خدا رو شکر..منتظریم..خدا پشت وپناهتون:) و دست خدا همراهتون:) عمو انتظار داشتم در لحظات لو رفتنتون جلوی آقای حمیدعسکری که با صداقت برخورد میکردید اینجا هم بخندید و اشتباهتون رو به مسخره بگیرید که ایشونم نرند بیرون... کاش میشد گاهی رفت توی کویر..داد زد : خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا جیغ کشید و سبک شد.. عمو متن رو خودتون نوشته بودید؟عالی عالی.. خیلی به دلم نشست..دلم میخواد هی بخونمش.. پیشنهاد خلاف(عمو ببخشیدا ) : عمو؟دی وی دی ها رو که انشاالله تا ۸تاش میدید بیرون نه؟یه شعر برای اینکه گربه ها بخونند تدارک دیدم:خشن نگاه نکنید..عمو..اینو گربه ها میخونن..اصن عمو میخواین نخونیدش.. مرا عفو فرمایید پوری(پورنگ) پوری پوری تو گل اناری پوری با ما نامهربونی ..تو که با خنده هات دلو میسوزونی پوری پوری پوری پوری.. اصل شعر:توی این وب(کلیک کنید) گوش بدید..(اگه رفتید توی این وب صدای اسپیکرهاتون رو بیارید پایین که صداش همه رو بیدار نکنه:) البته اگه مثل من نصف شب میاین) عمویی جونم،چندشب پیش ساعت ۱۲شب ،اون موقع که دیگه شاهچراغ خلوته خلوته رفتیم اونجا.براتون ۱دنیا دعاکردم..برای آبجیهام هم همینطور...انتظار داشتم ضریح شلوغه شلوغ باشه اما یک نفرم نبود..اونایی که تو حرم بودند داشتند قرآن میخوندند.چسبیدم به ضریح..مگه میشد جدام کرد؟تا ۳ساعت به ضریح چسبیده بودم و دعــــــــــا...هی..عموییم.. عمویییییییییییی..دعام کنید.. دعامون کنید. آپ مربوط به تولدم رو انشاالله "جمعه"میذارم..از آجیهام ۱دنیا ممنونم..از نفیسه م. عشقه آجی..ممنونتم.عاشق آپت بودم... انشاالله تو آپ تولدم از تو و همه ی آجیهام تشکر میکنم..بچه ها متشکریم.بچه ها متشکریم بهارم بازم تبریک میگم عشق نینی... مواظب خودتون باشیدودوستتون دارررررررررررررررررررررم. ---------- -پيامبر اعظم (ص)- پیام عمــــــــو: آدمـــــــــهایِ تمام شده را دیگر از نو شروع نکن،نـه آنها مثل قبل خواهند بود و نه تـو !- - -عمو؟قالب و امکاناتش عالیه..خیلی خوبه.۱دنیا ممنونم:)
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 2:26  توسط سیده نجمه
|
به نام خدا
سلاممممممممم ... سلام خدا،سلام بنده ی خدا عموجونم آجیها انشاالله حالتون خوب باشه و تا اینجای تعطیلات خوش گذشته باشه ! عمویی بعد از سال تحویل رفتیم حرم شاهزاده قاسم و من کلی براتون دعا کردم و برای آجیهام ... انشااله که امسال براتون سالی سرشار از شادی و موفقیت و سلامتی باشه کنارخانواده بچه ها من به همه ی همتون پیام تبریک دادم!شرمنده اگه نرسیده.. انشااله عمویی و اجیهام و همه ی مردم ایران زیرسایه ی خدا درکنار خانواده شاد زندگی کنند . بچه ها منم دعاکنید.عمو دعام کن.عمو؟جوجوها اگه غصه بخورن چی میشه؟میمیرن ؟ عمو شکست عشقی خوردم،آجیمو دیدم مطمئنم ازم خوشش نیومد:( تازه داره میره شهرشون.ازش دورم...:( 3ام عشقم اومد .نفسم...خدایا خیلییییییییییییییییییییییییییییییی دوستش دارم 3ام جلوی باغ ارم با آجی مهشادم قرار داشتم ..آجیم مامان و بابا رو راضی کرد و این همه راه رو به خاطر من اومدن کاش من لیاقتش رو داشتم!!! جلوی باغ ارم قرار داشتیم..( وای خدا عمورو باغ ارم دیدم وحالا مهشادم رو باید باغ ارم میدیدم...) دیگه باغ ارم نمیرم..اگه برم میزنم زیرگریه.ما هم دیر حرکت کردیم هم توی ترافیک موندیم! تا رسیدیم بیچاره عشقم و مامان و باباییشو علیرضا کوچولوی نازم و خانواده ی عموش و مامان بزرگ مهربونش یخ زده بودن( شرمنده آجی)از همینجا از همشون معذرت میخوام.. تا دیدمش نزدیک بود سکته کنم..میخواستم برگردم...من هیچوقت توان روبه رو شدن با واقعیت ها رو ندارم!! این یه واقعیت ظاهرا باورنکردنی اما فوق العاده شیرین بود که داشت به حقیقت میپیوست... زدم پشتش..مهشـــــــــــــــــــــــــــاد. دینگ دینگ... اینجاها صحنه ی بغل کردن بود...هومممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم دیگه نفهمیدم چی شد...سرم همش پایین بود!!!اصلا مهشاد با اون چیزی که دیده بودم دنیا دنیا فرق داشت..فکر کنم نزدیک 50،60 تا عکس یا بیشتر از آجیم دیده بودم اما هیچکدوم نمیتونست خوده واقعیش رو توصیف کنه!!! مدت ها بود تو ذهنم صداش و چهره ش رو تطبیق میدادم اما نمیتونستم تصورش کنم.. اما خدا عشقه من رو به بهترین شکل ممکن آفریده.اون فرشته ی زمینیه... خیلیییییییییییییییییی خوشکله ...خیلیییییییییییییی... اونجا همش داشتم اصرار میکردم که بیان خونمون. بالاخره مامان و بابا راضی شدن که بذارن مهشاد با علیرضا بیان خونمون ...خودشون نیومدن:(( من همون روز حالم خوب نبود اما شاده شاد بودم ... روز خیلی خوبی بود.فقط شرمنده ی آجیمم که مجبور شد بمونه خونه ی ما و نتونست بره جاهای دیدنی شیراز رو ببینه وبعدشم کلی خسته شد . علیرضا خیلی بامزه س..ماشاالله ماشاالله خیلی باهوشه و خیلی دوستش دارم...ماشاالله. همش داشتیم عکس میدیدیم و حرف زدیم و آجیم برام فیلم هفت دقیقه تاپاییز رو ریخت و آهنگ و... آجی؟ نمیتونم اهنگا رو گوش کنم...گریه م میگیره... من خیلی آبجیم رو اذیت کردم هم خیلی حرف زدم و هم.........آجییییییییییییییی ببخش. خیلی خوشحال بودم ..کنار هم بودیم عشق من! ببخشید قدرتو ندونستم...تو ماه منی..باور کن من احساسات درونیم رو فقط بلدم از طریق نوشته ها بیان کنم! بابت کادو ها یک دنیا ممنونم...آجی؟عاشقشونم..عالین..همش یادتم... عمو؟ این کادوها رو عشقم بهم داده : عاشقه عروسکم...عاشقشم.بچه ها چطوره اسمش رو بذارم مهشاد... آجییییییییییییییییم ممنون..ممنون عاشق رنگ این سفالام.آجیم برام سوغات همدان آورده:آجیییییییییییییییی ممنووووووون و این پیرهنه که خیلی شیکه و عاشقشم... آجیییییییم ممنون ببخش کادوهای من خیلی بد بود.اصلا لایقت نبود ! لحظه ی باز کردن کادوها رو خیلی دوست داشتم... خدایا میبینی.تو منو به یکی از بزرگترین آرزوهام رسوندی و من عین خیالم نیست...همش نگران رفتنشم..خدایا شکرتتتتتتتتتتتت.خدایا شکرت.خدایا شکرت..خدایا شکرت. خدایا خواهش میکنم مواظب عمو و خانواده ش.آجیهام و خانواده هاشون و مهشادم و خانواده ش و خانواده ی عموش باش...خدای بزرگم...ممنونتم...خدایا مواظب خانواده م باش... آجییییییی..دوستت داررررررررررررررررررررررررررررررم..چیکار کنم که داری میری؟ آجی تحمل ندارم..عمو، دیروز آجیم فهمید که : آدما خوبن اما از یه فاصله ای... فهمید که منم خوبم اما از یه فاصله ای.. هی هی هی ... آجی چیکار کنم...قلبم...سفرت به سلامت...مواظب خودت باش.خدایا... خدایا چیکارکنم؟دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتت داررررررررررم خدایااااااااااااااااااااااااااااا... بچه ها پیش عشقم یاده همتون بودیم...خدایا شکرتتتتتتتتت .. فردا دیدار آخر.خدا بخیر کنه:(دوستتتتتتتتتتتتتتت داررررررررررررم مهشادم عمویییییییییییم دوستتون دارررررررررم.عمو سفر مالزی به سلامت...برنگشتید مگه؟منتظریم...عموییم...عمو دخترعموی من مالزی زندگی میکنه.منم شمارشوندارم بپرسم ازش..خوش به حالش عمو.. 3فروردین:سارای مهربونممممممم..عزیزآجی...سارای بااحساسم.تولدت باتاخیر مبارک..باورکن به یادت بودم...خیلی... انشاالله صدسال شاد کنار خانواده زندگی کنی... ۶فروردین:فائزه ی مهربونم تولدت مبارررررررررررک انشاالله صدسال شادکنار خانواده زندگی کنی ۱۰ فروردین:سیده فاطمه ی گلم تولدت مباررررررک..انشاالله صدسال شاد کنار خانواده زندگی کنی.. تولد اجیهای فروردینیم مباررررررررررک.. بچه ها دیگه کیا فروردینی اند؟آخرای فروردین نه ها..الان؟بگید..حافظه ندارم:( عمویی امروز داشتم اتفاقی شبکه اصفهان رو میدیدم طبق معمول سرم پایین بود یعنی شبکه ی اصفهان رو میشنیدم سایه افکند!کیستی مهربون؟صدا گفت : منم منم عموی جوجو عمو؟شبکه ی اصفهان نماهنگ عیدتون رو گذاشته بود... همدان و شیرازو ببین جشنه تو ایران عمو مامانم گفت ااااااا عموتم که اومده:) گفتم نه نماهنگه:( اما عالی بود:) درپناه حق... --------- برای مهشادم: کوچه وقتی که نباشی رگ خشکیده ی شهره
سقف دلبستگی بی تو واسه من سایه نداره دلم از روزی که رفتی دیگه همسایه نداره
رفتی و چیزی نگفتی گریه رو بهونه کردی
اول و آخر دنیاست ...
+ نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت 0:22  توسط سیده نجمه
|
به نام خدا
سلام عمو عمویی اول یه خبر هستی که آبجیام و خودم نگرانش بودیم به هوش اومد یعنی علایم حیاتی برگشتند خداروشکر ... :) بچه ها شارژ تکم ندارمآ . ممنون بابت دعاهای همه :) خدایا شکرت .. عمو اکشال نداره توی این پست فقط با خوده خودتون حرف بزنم؟ عمو امروز بعد از ۱ماه رفتیم خونه ی مامان بزرگم و من دی وی دی شماره ی ۱ رو با دستگاه دی وی دی خور داییم دیدم ... هورا عموووو ...خیلی خندیدیم ...بعضی جاهاش رو با خاله م چندبار نگاه کردیم الان فقط میتونم بگم خداروشکر:) خیلی خوب بود عمو خسته نباشید ...واقعا ممنون! خاله که میگفت نجمه برو همین حالا دی وی دی ۲هم بگیر!!! پیشی مانکن عجب باحاله!ولی پلنگ معلومه باحال تره ها !همچین مشتیه ... داشتم فکر میکردم وقتی شما اومده بودید شبکه ی کیش همه از شما تشکر کردیم... اما شاید کمتر کسی گفت خدایا شکرت که عمومو سالم کیش رسوندی!!! خدایا همیشه کمک کن عموییم سفرهاش بی خطر باشه... عمو امشب خیلی خوشحالم که میخوام سفر بخیر رو ببینم .. عمووو برامون دعا کنید...عمو برام دعا کن ... عمو از خدا بخواه کمکم کنه دل تکونی کنم .. عمو دعاکن عید خوبی باشه.. عمو دعاکن خدا دل همه رو شاد کنه :( هوفـــــــــــــ عمویی عزیزم دوستتون دارم . -------- الان باید برم آرمان شهر سهراب رو حفظ کنم عمو ..میدونید کدومش رو میگم؟ قایقی خواهم ساختــــــــ سهراب ...آرمان شهرش رو دوست دارم عمو ... صبر کن سهراب گفته بودی قایقی خواهم ساخت قایقت جا دارد؟ من هم از همهمه اهل زمین دلگیرم ---------------- -امام مهدى (عج)- تا زماني که ستارگان آسمان پديدار شوند. ----- التماس دعــــــــــــا -------- من چندساعت بعد بعد از دیدن سفر بخیر: به نام خدا حاج عمویی مهربونم امشب عالی بودید عالی...عمو وقتی که اولش آقای حسینی مدام ادای "عمو" رو برای بچه ها در میاورد و میگفت :"عمو"بودن یعنی این من کیف میکردم . میدونی عمو مطمئن بودم زمانی که بهتون میدن کمه ... اما دلم خوش بود ..چشمم زوم میشد روی نوشته ی زنده ی بالای تلویزیون !! عمو وقتی آقای حسینی به بچه ها گفتند به فرمانده احترام بذارید دلم میخواست منم اونجا بودم دستم رو به نشانه ی احترام میذاشتم کنار سرم و به فرمانده م سلام میکردم ... اما عمو نگید از آخرش...اینجا همه مات شده بودن روی صفحه ی تلویزیون ...عمو داشتم غش میکردم با اشک شما دندونام تند بهم میخورد! الهی بمیرم عمو...اینا باید گفته بشه ..باید گفته بشه تا دیگه تکرار نشه...خدایا مراقب ...مواظب بچه های سرزمینمون باش....خدایا نذار دیگه از این حوادث پیش بیاد خدایا مسافرها رو سالم سالم برسون مقصد ... الهی آمین عمویی دوستتون دارم خیلیییییییی "والله خیر حافظا و هو الرحمن الراحمین " ----------- مهسای مهربونم تولدت مبارررررررک...۲۶ اسفند : الهی امسال شاد شاد باشی...همه چیز شاد باشه...همه چیز مهسای بابایی باشه... همه چیز سبز باشه و خدایی... انشاالله:) دوستتتتتتتتتتتتت داررررررررررررررررررم... الهی 100 سال شاد کنار خانواده زندگی کنی... ------------- ۲۳ اسفند : تولد عزیزدلم ...فهیمه ی نازنینمممممم...ب فهیمه م قول دادم براش آپ بذارم --------- ۲۷ اسفند :آجی های خوبم فاطمه عبدی و فاطمه شکری نازنینم تولدتون مباررررک... الهی ۱۰۰ سال شاد کنار خانواده زندگی کنید ... ------ بچه ها ..عموم؟ حرف زیاد دارم...میام انشاالله... زود ..
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 19:35  توسط سیده نجمه
|
به نام خدا
سلام عمویی مهربونم بچه ها ...پیام نما دارید؟شبکه ۲-صفحه ی ۵۷۰...نمیدونم چرا هربار این قسمت "آسیب شناسی فک و فامیل" رو میخونم ذوق میکنم از ته دل :) خیلی باحاله آخه ... میذارمش اینجا : عمو و باقلاقاتوق ) دخترعمو/پسرعمو: همبازي دوران كودكي كه اگر تا هجده-بيست سالگي دوام آورده باهاش ازدواج نكنيد خطر را از سر گذرانده ايد . ما از مردم کشور خودمونه..حتما اگه رفتید پیام نما بخونیدش... عمویی مهربونم وقتی توی پستاتون شکلک میذارید از ذوق غش میکنم... عمویی خودم هیچوقت بلد نیستم ازتون تشکر کنم ...عمویی مهربونم ...عمویی خوبم ممنون که هستید ...خیلی دوستتون دارم عموییم ... ------ انشاالله جمعه ساعت ۵ ونیم عصر کلاه قرمزی و پسرخاله رو میذاره ..ای جــــونم کلاه قرمزی:خودش گفت بیایم جام جهانی کودک الهی --------- پست جدید عمو ...برای بچه های غیرپورنگی شوق دیدار : بنام خداسلامچند روز برگزاری نمایشگاه همراه با تراکم کاریدر طول این ایام باعث شده بود که ازش خبر نداشته باشم!تاجاییکه حتی نتونستم بهش تلفن بزنم دیشب کهرفتم خونه یک دفعه ای پرید تو بغلم و گفت :“دایی جون …دایی..دایی جون..”
|
-------------
|
||||||||||||