اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
به نام خدا

چندروز بود از عالم و آدم دلم گرفته بود... اینقدر از آدم ها دلم گرفته بود که یواش

یواش عمو هم داشت برام میون همون آدم ها گم میشد ! خیلی جالب بود ..همیشه

دلم میخواست عمو بیاد رادیو هفت..هیچوقت هم پیامک نزده بودم.. جدیدا با خودم

میگفتم دلم برای یه گفتگویی شبیه ماه عسل تنگ شده ! یه گفتگویی که عمو صداش

اونجوری بشه..الان نمیتونم بگم چجوری..همون مدل صدایی که آرام بخشه..و عمو آرومه ..

تا اینکه آجی مرضیه م پیام داد که شبکه ی آموزش رو ببین ... خیلی خوب بود..عمو..

آرامش..همون صدا ..و همون خاطرات..خدایا شکرت :)

فردا شب هم انشاالله شبکه ی آموزش رو ببینیم :)

آجی مرضیه ..آجی نفیسه ممنونم ...

---------

عمو-۱۰ تیر ۹۱ ..غرفه ی آبرنگ :

با تشکر از آبجی مهسا و هستی جون

عمو ... امروز ...

+ تاريخ یکشنبه یازدهم تیر 1391ساعت 2:15 نويسنده سیده نجمه |